مهمترین تمایز بین سوگ و مالیخولیا در دیدگاه فروید، جهتگیری هیجانی آنهاست. در سوگ، فرد جهان بیرون را تهی و بیارزش مییابد، اما ارزشگذاریهای ایگو دستنخورده باقی میماند. در مقابل، مالیخولیا با تهیشدن و تحقیر خودِ ایگو همراه است. بیمار مالیخولیایی از کاهش شدید حرمت نفس رنج میبرد و خود را بیارزش، گناهکار و مستحق مجازات میپندارد. به عبارت دیگر، فرد مبتلا به مالیخولیا به جای سرزنش ابژهٔ ازدسترفته، خود را سرزنش میکند. بنابراین، اگر فرد مهاجر تصور کند که کشور خود را از دست داده است، سوگوار خواهد بود؛ سوگوار ابژهی عزیز ازدسترفتهاش (وطنش). اما فردی که در وضعیت افسردگی بعد از مهاجرت است، باور دارد: «من خود را از دست دادهام.»
تعداد صفحات : 0
درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
پیوندهای روزانه
اطلاعات کاربری
خبر نامه
کدهای اختصاصی

معرفی انواع میز تاشو چوبی، فلزی، برزنتی و سبک